ﺁﺭﺯﻭﯾــﯽ ﺯﯾﺒـــﺎﺗــﺮ ﺍﺯ ﺗــﻮ ... ﻣــﯽ ﺩﺍﻧـــﯽ…
ﺍﮔـــﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ِ ﺑـﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻮﺩﻥ ِ ﻣﻦ ﻧﯿﺴت !
ﺷــﺎﯾـــــﺪ ﺁﺭﺯﻭﯾــﯽ ﺯﯾﺒـــﺎﺗــﺮ ﺍﺯ ﺗـــــــﻮ ﺳــﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﻡ …»
نمی دانند ... می گویند: خوش به حالت!
از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!
نمی دانند بعضی دردها کمر خم می کنند، نه ابرو…
هر ثانیه که میگذرد
چیزی از تو را با خود میبرد
زمان غارتگر غریبی است
همه چیز را بی اجازه میبرد
دیروز کودکیت را
امروز جوانیت را
.... امان از روزی که می بینی از کودکیت تنها چیزی که یادت می آید تنهاییت بوده
و آرزوی هایی که چالشان کردی
و امروز که به اصطلاح دوران جوانی را میگذرانی و
کنج اتاقت این فکر به ذهنت میرسد که حتما " تنهایی " همان سرنوشتی است که از این دنیا نصیبت شده ...
امـــــــــــآ درد اونجاست که هر چقدر زور میزنی چیزی غیر از این رو باور کنی .... هیچ دلیلی پیدا نمی کنی !!!
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم...
که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود...
و من ...روبه روی تو ...
می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم!............!
بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست .
و هر سال رستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم
و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی
نوروز،یادگار بزرگی کوروش بر تمام ایرانیان مبارک